تبليغاتX
۩ اسیری در اثیری ۩
 
از ماست که بر ماست ...

:: از ماست که بر ماست ::

ادامه مطلب "فلسفه پیپ کشیدن و آدامس جویدن"

"ضمنا وبلاگ من هم یک ساله شد . دقیقا یک سال پیش در این روز این وبلاگ را راه اندازی کردم."

 

به نظر من شاخص ترین و بارزترین نکاتی که این حکایات مذکور داشتند، (از نظرگاه من) این بود که گاهی خود ما باعث محرومیت از چیزی می شویم و بعدا تقصیر را گردن این و آن می اندازیم. علت اینکه این دوست معلم ما خوردن آدامس سر کلاس را ممنوع اعلام کرده بود نیز مؤید این نکته است. احتمال اینکه این معلم در موارد دیگر نیز برای شاگردانش از کلمه "آزاد" استفاده کند کم است. زیرا هم عواقب آن را دیده است و هم شاگردان خود را محک زده است. لابد می گوید: " آزموده را آزمودن خطاست! " علاوه بر این احتمال خفیفی نیز دارد که برای شاگردان دیگرش از ضرب المثل "مشت نمونه خروار" استفاده کند. و در ذهن شاگردان نیز این طور تداعی می شود که "خشک و تر با هم می سوزد.".

«ماه پیش یکی از دوستانم می خواست مبلغی را از ارشاد بگیرد اما از شانس بد، مهر و نامه سازمان خود را نیاورده بود. ذی حسابی با کلی اصرار از سوی ما پذیرفت که چک مبلغ را به ما بدهد اما با این شرط اخلاقی که بعد از واریز به حساب سازمان، رسیدی مبنی بر تایید واریز به ایشان بدهیم.

خلاصه کلام اینکه دوست ما مبلغ را دریافت کرد و رسید را دریافت نمود. از آنجا که ساعت حدودا 12:30 ظهر بود و هوا گرم! من به ایشان توصیه کردم که رسید را بعدا به ذی حسابی ببرد ، اما دوستم در جواب گفت که من ایشان به ما اعتماد کرد و اخلاقا کار ما را راه انداخت پس درست نیست که من نیز طبق قولم عمل نکنم.

منظورم از سطور بالا این بود که اگر دوستم آن روز رسید را به ذی حسابی نمی داد ، ذی حسابی به  موارد مشابه ما کمتر اعتماد می کرد.»

نکته دیگر اینکه به بعضی از ماها وقتی گفته می شود که "آزادید" هر کاری که می خواهید انجام دهید اغلب اعمال عجیب و غریبی از ما سر می زند.

بسیاری از واژه ها را به کار می بریم اما دریغ از اینکه لحظه ای درباره آنها بیاندیشیم . می خواهم کمی روی کلمه "آزاد" و "آزادی" تامل بفرمایید، آیا ما حد و مرز این دو را می دانیم؟ آیا با علم به حد و مرز آنها ملزم به رعایت آنها می شویم؟

آزادی رفتار از نظر من عبارت است از انجام فعلی و عملی که در منافات و در برابر آزادی های شخصی دیگران نباشد و به مصالح عمومی ضرر نرساند. (مثل کشتی و آن مرد که می خواست کشتی را سوراخ کند!) منظور اینکه صرف اینکه به من اجازه انجام فعلی را داده اند نباید آزادی های دیگران را در نظر نگیرم و هر کاری که دلم خواست بکنم. باید باور داشت که بعضی از فرهنگ ها و جوامع با  برخی از مفاهیم و تعاریف مشکل دارند. قصد من بحث در مورد آزادی های شخصی نیست بلکه می خواهم توجه تان را معطوف این مهم بنمایم که فرهنگ بعضی از ماها فرهنگ سوءاستفاده و تحریف است. خیلی راحت مفاهیم را تحریف و وارونه می کنیم از تهدیدهایی که به فرصت تبدیل شده اند خیلی راحت سوءاستفاده می کنیم و اسم آن را می گذاریم استفاده از شرایط ! .

هدف از آنچه که در بالا آوردم این بود که بپذیریم خود ما زمینه بروز بعضی از شرایط را به وجود می آوریم. البته نباید خود را شماتت کرد، باید پذیرفت و گفت : حال چه باید کرد؟

# نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 20:38  توسط روان نویس  | 

۩  طراح وبلاگ : روان نویس  ۩
« استفاده و کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است »