|
|
جهل و انسان |
|
|
۩ پدر جهل بسوزد که سوزاند ... ۩ اگر نیم نگاهی به تاریخ بیاندازیم می بینیم که در تمام اعصار ، همواره عده ای با جهل خویش موجب مشکلاتی شده اند و در این میان چه بزرگانی که قربانی جهل این قبیل شده اند . در تراژدی گالیله می بینیم که روحانیون کلیسا چگونه با جهل خویش باعث مرگ دانشمندی می شوند و دنیا را از نعمت چنین مردی محروم می کنند . در جای دیگر می بینیم که چگونه جهل بر مردمی چیره می شود و می آیند مردی را که جبهه عرفان و معرفت است به دار می آویزند ، بگونه ای که او را به فجیع ترین شکل ممکن به شهادت می رسانند . تنها به خاطر جمله ان الحق. بشر همواره از جهل نسبی برخوردار بوده و تا به حال نتوانسته از آن رها بشود و هر عصری جاهل خاص خود را دارد . بدترین نوع جهل و مخرب ترین اش جهل یا بهتر است بگویم انحراف مذهبی ست . هر جا که کسانی خود را پیشکسوت دین نامیدند ، بعلت عدم شناخت کافی خود نسبت به دین مرتکب جنایاتی شده اند که خود می دانید . نمونه بارز این سخن ، شهادت امام علی (ع) است . خوارج خشکه مذهبی که ادعای دینداری داشته و کباده دین می کشیدند آمده اند یکی از عظیم ترین فاجعه های بشری در زمینه ترور را مرتکب شده اند که داغش هنوز برای مسلمانان زنده است . ناصر خسرو در این زمینه می گوید : از جهـــــل قویتر گنه چه باشد خیره چه بری ظن که بیگناهی اینکه این جهل تا به کی گریبان گیر بشر است ، خود قابل بحث است ، چرا که جهل در هر مقطعی از تاریخ وجود داشته و در اشکال گوناگون ظاهر شده است . گاهی در جلوه دین ، گاهی در جلوه علم و ... که هرکدام پیامدهایی داشته که بسیار گران تمام شده است . اما نکته قابل تاملی که اینجا هست این است که ما باید از جهل گذشته عبرت گرفته و مواظب باشیم که آنها را دوباره تکرار نکنیم چرا که تکرار دوباره یک عمل نادرست ، بی خردی است. زیرا در دوره قبل بشر به خاطر جهل نسبی خود مرتکب این عمل شده است حال اینکه این نسبیت رو به کمرنگی نهاده و بشر تجربه اش را کسب نموده . پس نبایست اشتباهات گذشته را تکرار کند.اما در عمل دیده می شود که بسیاری از ماها و حتی بسیاری از به ظاهر روشنفکران جامعه نیز دچار اشتباهات جبران ناپذیری می شوند که جای تامل دارد. و به نظر حقیر باز به جهل نسبی انسان ، و تکامل تدریجی انسان بر می گردد . در آخر تنها با آوردن شعری ، سخن را به پایان می رسانم آنکس که بداند و بداند که بداند اسب طرب خویش به افلاک رساند آنکس که نداند و بداند که نداند آنهم خرک لنگ بمنزل برساند آنکس که بداند و نداند که بداند بیدارش نمایید که بس خفته نماند آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب تا ابدالدهر بماند .
متن زیر را دوستان عزیزم در مورد مطلب جهل و انسان برای من نوشته اند که خواندنش خالی از لطف نیست سعید بامحبت و دوست همیشگی (وبلاگ رویش): جهل و یا به نوعی زیبا تر حماقت های فکری انسان ، گویی هیچ عصری از این تاریخ خالی نبوده انسانی که حتی در برابر خدا نیز به او شک کرده صدایش را شنید و باورش نکرد معجزه هایش را دید باور نکرد گویی که این حرص چیزی دارد که هیچ چیزی نمیتواند بر او غلبه کند . همین است که می توان گفت حتی هزار سالی دیگر نیز جهل همپای انسان پیش خواهد رفت و با اندیشه و تفکرش پیچیده تر خواهد شد، اما تضادی در همین نهفته است که آدمی را در مقابل رشد و تلاش قرار میدهد که برای اثبات حضورش بایسته که بیاموزد . کریم دوست داشتنی و نقاد ظریف بین (شراره ها و شکوفه ها) جهل چیز بدی است و به قول علی بزرگ ریشه همه تباهی ها بی خبری و نادانی است ولی جای تاسف این است که همه ما حتی احمق ترین احمق های جامعه خود را افرادی آگاه می دانند و یا تظاهر به دانایی می کنند و ژست بی نیازی از علم را به خود می گیرند و هیچ کس خودش را جاهل نمی داند و با فروتنی به جهل خود اعتراف نمی کند . جهل امروزه مثل ظلم چیز نامفهومی شده است . فراتر از آنچه گفته ای امروزه ما مجموعه های فراوانی از جهل داریم و نسبت به آنها حساسیت زیاد نداریم . جهل عبارت است از : هر نوع آگاهی وارونه ، تحلیل های غلط ، پیشداوری ، انگاره های خلاف واقعیت ، اطلاعات خام و جهت دار ، مطالب گزینشی با بزرگنمایی برخی نکات خاص که در واقع بزرگ نیستند ، ادعای علم و تخصص با وجود مدرک عالی و بدون تخصص و تجربه کافی ، بی نیازی از حقایق دین و اسطوره و افسانه خواندن آنها ، هر نوع پاسخ نامناسب به سوالات ، هر نوع اظهار نظر ناشیانه و نامربوط بدون مطالعه کافی ، هر نوع تحلیل احساسی و هیجانی غیر علمی ، هر نوع سفسطه در بحث و نقد و تحلیل ( اکثر تحلیلها به نوعی با سفسطه آمیخته است و لیست سفسطه ها در کتابهای جدید منطق بسیار طولانی است ) ، هر نوع تفکر مداربسته و یکسو نگرانه ، هر نوع اطلاعات ناتمام و مقدماتی که به حد نهایی نرسد و نتوان به آنها اعتماد کرد ، تکیه کردن روی اخبار و اطلاعات پراکنده و این که می گویند و مشهور است که.... و .... باز دوباره یاد اون سوال خیلی مهم امتحانی افتادم. "چرا تاریخ می خوانیم؟" آره برای اینکه از جهل گذشتگان به علم و آگاهی برسیم. ولی راستی از تاریخ خواندن ما چند در صدش عبرته چند درصدش علم و آگاهیه؟ . دشمن دانا به از نادان دوست ... دشمن دانا بلندت می کند بر زمینت می زند نادان دوست . گل آفتابگردان ، دوست محترم (وبلاگ گل آفتابگردان) دربرابر دانایی مطلق ،جهل همواره گریبانگیر ماست: تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم
يار بسيار محبت و دوست داشتني ام علي (وبلاگ آواي گلپا) در این مورد اوحدی می گوید: علم نور است جهل تاریکی علم راهت برد بباریکی جهل خوابست و علم بیداری زآن نهانی و زین بیداری از دوستان عزیز به خاطر نگارش نظرهای زیبایشان و لطف بی کرانشان ممنونم . (روان نویس) |
||
|
#
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 21:41 توسط روان نویس
|
|
||
| ۩ طراح وبلاگ : روان نویس ۩ |
| «
استفاده و
کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است » |