تبليغاتX
۩ اسیری در اثیری ۩
 
تجارت انسان

۩ غرور ملی و تجارت انسان در هزاره سوم ۩

 

تجارت هزاره سوم

واژه تجارت به معنای داد و ستد ، سوداگری و معامله بازرگانی است و اغلب آنچه رد و بدل می شود کالا می باشد که می تواند به هر نوع و شکلی باشد .

اما آنچه که هم اکنون شاهد آنیم تجارتی به نام تجارت انسان است . در این جا هم با توجه به تعریف تجارت باید گفت که تجارت انسان ، معامله ای ست بازرگانی که طی آن کالایی رد و بدل می شود ، سوالی که اینجا مطرح می شود این است که مگر انسان کالاست ؟ البته تجار در این مورد ، انسان را نیز کالایی در نظر گرفته و آن را مورد معامله قرار می دهند ، و تازه چه کالایی بهتر از انسان می توان یافت ؟ هم می توان از او کار کشید هم می توان از او بهره کشی جنسی نمود هم می توان او را به انجام کارهای خلاف وادار نمود ، هیچ ماشین و دستگاهی قادر نیست این کارها را انجام دهد. و اینقدر انعطاف پذیر باشد .

و این است که می بینیم انسان نیز مورد معامله قرار می گیرد و مثل کالایی بسته بندی شده برای مصرف مشتری ارسال می گردد ، چند وقت پیش مقاله ای خواندم با عنوان تجارت زنان که آمار خروج دختران کم سن و سال ایرانی را به کشورهای خارجی در ماه 45 نفر خبر داده بود که آنان برای سوءاستفاده جنسی به کشور پاکستان فرستاده می شدند .

آنجا که پا به مسئله هسته ای می رسد ، همه علمدار غرور ملی می شوند و هر کس را که می بینی از غرور و عزت ملی اش حرف می زند اما اینجا که دختران ما را تجارت می کنند ما خاموشیم . شاید مشغول مسئله هسته ای هستیم و یا شاید که اصلا ما غرور نداریم . بخوانید غرور و نخوانید غیرت ،

 

رسانه ها برای جلوگیری از این عارضه شوم چه می کند ؟

متاسفانه مطبوعات در این زمینه گاها مقالاتی پراکنده می نویسند ، اما هیچ وقت نشده است که به طور منسجم به این مقوله بپردازند . هر روز گفتگوی ویژه خبری از شبکه 2 سیما پخش می شود ، اما دریغ از اینکه به پیامدها ، عوامل و آسیب شناسی این تجارت بپردازد (البته شاید قبلا چنین برنامه ای را پخش کرده باشند ، اما من تا به حال ندیده ام .) .

به نظر من مطبوعات و رادیو و تلویزیون (کلا رسانه های جمعی) باید خیلی دقیق به بحث در این زمینه بپردازند و با فرهنگ سازی ، خانواده ها را از اثرات فرار از خانه یا ... مطلع سازند .

 

و در آخر :

من از ایرانی بودن خودم شرمسارم . نه ببخشید از انسان بودن خودم شرمسارم زیرا می بینم فرهنگ انسانی که طی قرون تکوین یافته است و حالا به این مرحله رسیده است ، هنوز فروش آدمها مثل دوران قدیم مرسوم است و تنها شکل و فرمش عوض شده است.

ممکن است بگویید که من خیلی ایده آلیست هستم و همیشه ایده آل به دنیا نگاه می کنم . اما عزیزان باور کنید که تحمل این درد برای هر انسانی که دارای وجدان انسانی است سخت است و این می شود که به نوشتن چنین جملاتی روی می آورد . بزرگان می گویند که باید دنیا را با همین زشتی و زیبایی هایش پذیرفت . اما باید تکانی به خود داد تا شاید از زشتی های این دنیا کاسته و به خوبی هایش بیافزاییم . زیرا زشتی و زیبایی را ما می آفرینیم و ارزش زشتی و خوبی را ما معلوم می کنیم .

این جمله را اکثرا شنیده اید :

آورده اند که روی سنگ قبری این عبارات نوشته بود :

من اول می خواستم که تمام دنیا را عوض کنم اما هر چه زور زدم نتوانستم . بعدا که پیر شدم و مرگ به سراغ من آمد فهمیدم که اگر من خودم را اصلاح می کردم و به تبع آن خانواده خودم را اصلاح می کردم آن وقت فامیل های خودم را اصلاح کرده بودم و سپس شهر ، کشور ، قاره و تمام دنیا عوض شده بود . (تلخیص از نشریه موفقیت)

پس من نمی توانم و حق ندارم بگویم که از من کاری بر نمی آید ، به نظر من برای ما ایرانیان با تمدن درخشانی که داریم ننگ است که لکه چنین تجارت ننگینی بر دامان هایمان باشد . ممکن است بگویید که من چکار می توانم بکنم ، من که کاره ای نیستم یا ... اما به نظر من ، من و شما هم می توانیم کاری کنیم که تاحدودی از رشد این تجارت بکاهیم .

«اگر من و شما با نوشتن ها و گفتن هایمان برای اطرافیانمان روشن سازیم که غیرت به معنای آزار و محدود کردن خواهران و مادران و زنانشان نیست شاید بتوان کمی از آزار و اذیت هایی که به زنان در خانواده ها می شود کاست . زیرا فرار از خانه و به تبع آن سرگردانی در خیابانها ، یکی از عوامل این تجارت است ، پس اگر شرایط خانواده طوری باشد که فرد داخل آن احساس امنیت کند و از بودن در کنار خانواده لذت ببرد دیگر تصمیم به فرار نمی گیرد . زیرا خانواده را برای خود پناه می بیند و خانه را پناهگاه . البته مسئله "غیرت ایرانی" یکی از عوامل بود و عوامل متعدد دیگری زمینه های فرار از خانه را فراهم می سازد، که موضوع بحث من نیست.»

نیما یوشیج در شعر " آی آدمها " با نگاهی ظریف و اندیشمندانه ، بی تفاوتی ما را نقد می کند :

آی آدمها که در ساحل شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان .

یک نفر دارد دست و پای دائم می زند

...

آی آدمها ...

 

# نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 12:10  توسط روان نویس  | 

۩  طراح وبلاگ : روان نویس  ۩
« استفاده و کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است »