|
|
علی (ع) ... |
|
|
۩ نگاهی به احوالات امام علی (ع) ۩ دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من ، به خدا قسم خدا را :: شهریار :: به مناسبت شهادت حضرت علی (ع) درآمد یکی از نیازهای انسان نیاز به داشتن اساطیر است و در این راستا ، اساطیر بسیاری در ذهن خویش ترسیم نموده است . یونانیان اساطیر بسیاری داشته اند. هرکول که در واقع نماینده یک انسان اسطوره ای و با نیرویی فرا انسانی ساخته اذهان یونانیان است نیازهای عوام را برطرف می کند. چرا که عوام همیشه فکر کامل بودن را در ذهن خود می پرورانند و می خواهند یک انسان کامل شوند. کمی جلوتر بیاییم همین رستم ما ایرانیان نیز یک اسطوره به حساب می آید و انتظاراتی که ما از اساطیر داریم این است که ایشان در هر زمینه ای که مطلوب ماست و متناسب با فرهنگ ماست قهرمان باشند. و در کلام مختصر اساطیر نماینده یک انسان کامل هستند. و اما ... علی (ع) نیز جز یکی از اساطیر است با این تفاوت که ساخته ذهن انسانها نیست بلکه حقیقتی است و مکتبی است و در یک کلام انسانی ست که همه ارزشهای والای انسانی در او جمعند .و علی در طول تاریخ تنها انسانی است که در ابعاد مختلف و حتی متناقض که در یک انسان جمع نمی شوند قهرمان است . هم مثل یک کارگر ساده روی زمین کار می کند ، هم مانند یک عاشق بزرگ به همه چیز عشق می ورزد ، هم مثل یک سیاستمدار رهبری می کند ، هم مثل یک سرباز شمشیر می زند و .... اینها همگی باعث می شوند که یک شخصیت اسطوره ای را به ایشان نسبت دهیم . یکی از اشتباهاتی که بعضی از ما مسلمان ها نسبت به شناخت بزرگان داریم این است که همواره اینها را با فرشتگان مقایسه میکنیم ، در بعضی از احادیث می خوانیم که محمد (ص) سایه ندارد و یا امام علی را هم طراز فرشته ها قرار می دهند ، نکته قابل تاملی که در اینجا دیده می شود این است که بر فرض اینکه ما همه این حرفها و قبول داشته باشیم اما با این کار نه تنها مقام انسانی آنها را بالا نبرده ایم بلکه از آن کاسته ایم ، چرا که فرشته ها مسجود انسانها هستند و انسانها در مقام انسانی شان از فرشته ها بالاترند . این دیدگاه ، دیدگاه احساسی به امامان است و امامان نیازی به ابراز احساس ما ندارند . زیرا در ورای شناخت و معرفت نسبت به امامان ، احساس نیز نهفته است. اما نه احساس منفی ، بلکه احساسی که همراه با معرفت است . درد علی (ع) ... همه فکر می کنند که درد علی (ع) ، سلب خلیفه گی از ایشان است و یا دردی که هنگام ضربت خوردن از ابن مجلم مرادی بر او وارد شده است اما باید گفت که این همه هست و این همه نیست . درد علی تنهایی است زیرا یک انسان هرچه به مقام انسانی خود نزدیک تر می شود احساس تنهایی بیشتری می کند . علت اینکه علی سر به بیابان می نهد و در چاه های نخلستان سر به گریه می گذارد همین تنهایی ست . زیرا هیچ چیز برای یک انسان دردناک تر از این نیست که احساس غربت و تنهایی بکند . حال لحظه ای بیاندیشید که درد تنهایی بیشتر است یا درد شمشیر ؟ و ما برای این درد اشک می ریزیم یا آن درد ؟ و در نهایت به خود جواب دهید که ما باید این درد را بشناسیم ... یا آن درد را ؟. منابع : 1 - فکر و اندیشه خودم 2 - کتاب علی حقیقتی بر گونه اساطیر (دکتر شریعتی) 3 - کتاب علی ، مکتب ، وحدت ، عدالت (دکتر شریعتی)
|
||
|
#
نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 22:10 توسط روان نویس
|
|
||
| ۩ طراح وبلاگ : روان نویس ۩ |
| «
استفاده و
کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است » |