|
|
اگر دیوار بلند است، آسمان بلندتر است |
|
|
:: اگر ديوار بلند است، آسمان از آن بلندتر است ::
نميدانم به آنچه در عنوان نوشته شده، جمله، شعار، اميد چه بگويم؟ اما ميدانم هر چه هست يا ميخواهد باشد، مطلب جالبي است. اين جمله را در فيلم «سفر قندهار» [1] شنيدم و جداً مرا به فكر واداشت. در ادامه ميخواهم پيرامون ديوارها و چهگونگي رفع آن بحث كنم.
به نظر شما ديوار تا چه حد ميتواند بلند باشد؟ تا حدي كه آسمان را بگيرد؟ به نظر من كار آدمي اين است كه بيايد به جاي ويران كردن ديوارها، ابتدا آنها را بشناسد و ببيند تا كجا بالا رفتهاند. يكسري از ديوارها كوتاهاند و به راحتي ميتوان از روي آنها پريد، اما همهي ديوارها اينگونه نيستند. توجه داشته باشيد كه هيچ ديوار نامحدودي وجود ندارد. اگر نتوانيم ديوار را خراب كنيم يا از روي آن بپريم. ميتوانيم با پيمودنِ طول ديوار و پس از تمام شدناش، به آن طرف برويم. اما بايد قبل از اين كارها از خود بپرسيم كه اصلاً مگر آن طرف چه خبر است؟ چه نيازي هست كه من به آن طرف بروم؟ مگر اين طرف چگونه است؟ چه عيب و ايرادي دارد؟ اگر براي اين سؤالها جواب منطقي و محكمي يافتيم، ديگر بايد تلاش كنيم تا به آن طرف ديوار دست يابيم.
چگونه ميتوان آن طرف ديوار را ديد يا حس كرد؟
1. پرس و جو از آن طرفيها مثلاً بگرديم كساني را بيابيم كه چند وقتي آن طرف ديوار بودهاند و احوال دنيايشان را دقيق، بپرسيم.
2. باز كردن روزنه ديوار را سوراخ كنيم و از روزن، حتي ريز، دنياي آن طرف را بنگريم. درست است كه ديد ما محدود است، اما بهتر از نديدن است. چون وقتي نميبينيم، قضاوتهامان بر اساسِ حدس و گمان است. اما وقتي كه گوشهاي از آن دنيا را ببنيم، دستِ كم مي توانيم به اين استناد كنيم كه گوشهاي از آن را ديده و حس كردهايم.
3. سختي و ارتفاع ديوار ببينيم جنس ديوار چگونه است؟ از چه مصالحي براي ساختن آن استفاده شده است؟ و ارتفاع آن چهقدر است؟ آيا ميتوان با نردبان به آن طرف رفت؟ آيا طول نردبان، كفافِ ارتفاعِ ديوار را ميدهد؟ و...
4. سازنده و نيت او از ساختن براي بررسي يك سري از پديدهها، معمولاً به نيت سازندهي آن نيز توجه ميكنند. مثلاً در ايران روستايي هست كه معماري خانههاياش جالب است. اين خانهها درهاي تودرتو دارند و به دليلِ تنگي كوچهها ميتوان از اين بام به آن بام، پريد. علت اين نوع معماري براي اين بوده كه هنگام جنگ، اهالي اين روستا بتوانند سريعاً با باز كردن درها از خانه بگريزند و از بام، با دشمن خود بستيزند. لذا با اين وصف، فهمِ نيتِ سازنده از ساختن ديوار مهم است. زيرا ممكن است به ما كمك كند تا علت ساخته شدن اين ديوار را بيابيم؟
سؤال؟ به دور و بر خود نگاه كنيد و ديوارهايِ زندگي خود و ديگران را بيابيد. چه ديوارهايي كه خود بالا كشيدهايد و چه ديوارهايي كه ديگران براي خود و شما بالا كشيدهاند! سپس به ضرورت رفع، خراب كردن و حتي ساختن آن فكر كنيد!
پينوشت: [1] نويسنده و كارگردان: محسن مخملباف |
||
|
#
نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 14:16 توسط روان نویس
|
|
||
|
|
گاهی حتی بی ربط... |
|
|
:: گاهي حتي بيربط ::
(99) وفادارترينِ حروف الفبا هم وقتي بوي معامله به دماغشان ميخورد، ميبازند. حتي عشق كه مردي زناش را براي يك ميليون دلارِ كثيف يا زني كه شوهرش را براي خرج افيون!
خدا كند واژههايي كه ميشناسم و دوست دارم هيچگاه انساني را به بند نكشند و پاي چوبِ محاكمه طناب دار، براي هيچ بيگناهي نخرند
عشق هم گاه از زيادياش، خوشي زير دلاش ميزند بالا ميآورد و به بهانهي دوست داشتن مردي 40 ضربهي چاقو نثار عشقاش ميكند...
26-4-1387 ساعت 01:32 بامداد.
(31) آوازهاي خواندهات را ميشود از سينهي ديوارهاي شهر شنيد كوچهها هنوز بوي اشعار تو را ميدهند و درختان با آهنگهاي رفتهي تو ميرقصند...
18-4-1387 ساعت 00:54 بامداد.
(333) فندقهاي تازه، عشقهاي كال قيمت انسان، ناچيز هنگام سقوط ريال گيلاسهاي ترش شاخههاي محال كوچههاي بنبست كبوترهاي بيبال طعم باروت و دود و سرب هر سال، هر سال، هر سال...
12-4-1387 ساعت 6:04 عصر.
|
||
|
#
نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 22:16 توسط روان نویس
|
|
||
| ۩ طراح وبلاگ : روان نویس ۩ |
| «
استفاده و
کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است » |