تبليغاتX
۩ اسیری در اثیری ۩
 
پیرامون بحث

:: چگونه بحث کنيم؟ ::

 

1 - هدف:

اول بايد هدف خود را مشخص کنيم. اصولاً هدف ما از اين بحث چيست؟ مي‌خواهيم حرف خود را به کرسي بنشانيم؟ از تجربه‌هاي ديگران استفاده کنيم؟ يا با تعامل با ديگران، انديشه‌هاي خود را محک بزنيم و بفهميم که حرف کداممان حق است و به حقيقت نزديک‌تر است.

پس هدف بايد مشخص باشد. به نظر من مورد آخري که گفتم، از بقيه بهتر است. يعني دريافت حق، خواه نزد ما باشد و به ديگري انتقال دهيم و خواه نزد ديگري بوده و ما را رهنما باشد. اما بايد اين فرهنگ را داشته باشيم و يا اين‌که اگر نداريم کسب کنيم. در ذيل مي‌کوشم چند فاکتور اساسي در بحث کردن ذکر کنم که با تجربه به آن‌ها رسيده‌ام.

 

2 – سيالي و پويايي ذهن:

بايد سيال انديشيد. منظور اين‌که بايد همواره ذهن را آزاد گذاشت تا در مواجهه با دريافت‌هايش به‌راحتي بينديشد و استنباط کند. نبايد روي انديشه‌هاي خود تعصب داشته باشيم. البته منظور من اين نيست که از انديشه‌هاي خود دفاع نکنيم. بلکه به روش هرمنوتيكي با دريافت‌هاي ذهني برخورد کنيم.

فرض کنيد "الف" و "ب" دارند روي موضوعي با هم بحث مي‌کنند. "الف" در مي‌يابد که "ب" استدلال‌هاي قوي‌تري دارد. حال ممکن است عکس‌العمل‌هاي متفاوتي داشته باشد.

1. ممکن است به‌خاطر تعصب و يا غرور بي‌جايش داغ کند و به "ب" بگويد که براي حرف‌هاي تو هيچ ارزشي، قائل نيستم.

2. خيلي زود تسليم شود و سريع استدلال‌هاي خود را خط غلطي بکشد و استدلال‌هاي "ب" را جاي‌گزين نمايد.

3. استدلال‌هاي خود را يک طرف ترازو بگذارد. استدلال‌هاي "ب" را هم در کفه ديگر، هر کدام سنگين‌تر بود، آن را انتخاب کند.

4. به درستي هر دو استدلال شک کند و از منابع ديگر کمک بگيرد. آن وقت با بررسي و مطالعه، استدلالي را که به حق نزديک‌تر است بپذيرد.

به نظر مي‌رسد که مورد «4» از بقيه منطقي‌تر و عقلاني‌تر است. زيرا نه تعصبي وجود دارد و نه اين‌که سيالي ذهن پايمال دريافت استدلال درست‌تر شده است.

 

 

3 – روحيه نقدپذيري:

اگر فرهنگ نقدپذيري نداشته باشيم، نمي‌توانيم دريافت‌هاي خوبي داشته باشيم. بايد بپذيريم که ممکن است استدلال‌هاي چوبيني داشته باشيم. بايد اين مسأله را براي خود حل کنيم که اگر از انديشه و استدلال ما نقد مي‌‌شود براي رسيدن به يک انديشه درست و پايدار است. البته موضوع نقد و نقدپذيري بحث مفصلي دارد، که در گذشته در همين وبلاگ، بحث شده است. يك نكته هم در مورد كساني كه در مقام نقد هستند، به نظر بنده با اين موضوع نيز بايد به روش هرمنوتيكي برخورد كرد. بايد اثر را فارغ از صاحب اثر بررسي كرد.

 

4 – شناخت طرف:

بايد با روحيات طرف مقابلمان آشنا باشيم. مثلأ بعضي‌ها از اين‌که صريحأ نقد شوند خوششان نمي‌آيد. يا بعضي از اشخاص دوست ندارند به قول معروف در جمع کم بياورند. ولو به قيمت پافشاري بر استدلال‌هاي بي‌اساسشان باشد. لذا ايجاب مي‌کند که شناخت درستي از طرف يا طرف‌هايمان داشته باشيم و روحيات آن‌ها را در بحث کردن در نظر بگيريم.

 

5 – موضوع بحث:

بايد طرف شما هم همان دغدغه شما را روي موضوع داشته باشد. اگر شما اهل سياست هستيد و دوست داريد در اين حوزه بحث کنيد و دوستتان روان‌شناسي را ترجيح مي‌دهد. ممکن است به اتفاق نظر نرسيد و فقط خودتان را خسته کنيد. لذا مي‌بايست هر دو طرف نسبت به موضوع دغدغه داشته باشند. مثلأ بنده کم‌تر بحث مذهبي مي‌کنم. براي اين کار هم دليل دارم. اول اين‌که مي‌ترسم کسي را گم‌راه کنم. دوم اين‌که مذهب را تجربه شخصي مي‌دانم. ديگر ادامه نمي‌دهم چون اگر ادامه بدهم باز بحث مذهبي کرده‌ام. پس بحث مذهبي با من فايده‌اي ندارد. چون ذهن من از پيش روي اين موضوع بسته شده است.(البته ممکن است غيرمذهبي بحث کردن مرا در تناقض با پويايي ذهن بگيريد. اما بايد بگويم که پويايي ذهن مربوط به ضمن بحث است (حالتي که بحث شروع شده)، نه قبل از انتخاب آن).

 

6 - نکات مهم:

1. هدف خود را از بحث کردن به طرفمان بگوييم.

2. به طور غيرمستقيم استدلال‌هاي طرفمان را رد کنيم.

3. انديشه‌هاي او را مستقيماً نقد نکنيم.

4. جو را متشنج نکنيم. مثلأ صداي خود را بالا و پايين نبريم.

5. در يک محيط آرام بحث کنيم. تو بازار يا سر چهارراه جاي بحث کردن نيست.

6. مستند حرف بزنيم و براي استدلال‌هاي خود دليل بياوريم.

7. احساساتي نشويم و بر اساس احساس عمل نکنيم.

# نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 23:21  توسط روان نویس  | 

سالگرد زایش
روان نویس دوساله شد!
 
# نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 14:0  توسط روان نویس  | 

۩  طراح وبلاگ : روان نویس  ۩
« استفاده و کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است »