تبليغاتX
۩ اسیری در اثیری ۩
 
فلسفه روان نویس

:: فلسفه روان‌نویس، بعد از 17ماه ::

 

اولین تجربه وبلاگ‌نویسی‌ام را در اوایل سال 82 داشتم، یادم می‌آید آن‌روزها می‌خواستم فقط وبلاگی داشته باشم و چیزی بنویسم، این‌که مطلب را خودم نوشته باشم یا دیگری، برایم مهم نبود. فقط می‌خواستم که مطلبی در وبلاگم درج کنم. پست‌هایم هارمونی خاصی نداشت. از نامه داریوش به فرزندش، یا کپی‌برداری از نشریه‌های علمی گرفته تا اشعار خودم، هر چیزی که گیرم می‌آمد در وبلاگم پست می‌کردم.

سرویس خود را از پرشین‌بلاگ گرفته بودم، آن‌موقع پرشین‌بلاگ امکانات محدودی داشت، مثلاً ما برای اضافه کردن نام و پیوند دوستان در وبلاگ می‌بایست با کدهای HTML آشنا می‌بودیم و آن‌ها را به کمک نرم‌افزارهای Editor HTML اضافه می‌کردیم(بماند که چقدر زحمت کشیدیم تا نحوه دستکاری قالب وبلاگ را یاد گرفتیم).

حالا که نیم‌نگاهی به گذشته وبلاگ‌نویسی خودم می‌کنم، می‌بینم خیلی از خرده‌هایی را که به دوستان وبلاگ‌نویس می‌گیرم، خود مرتکب آن‌ها بودم. اما آن‌موقع این‌طور نبود که کسی به این مسائل(چگونه نوشتن و آیین وبلاگ‌نویسی) توجه کند، وبلاگ فارسی تازه متولد شده بود و داشت مراحل رشد و تکوین خود را طی می‌کرد. البته هنوز نیز بر این عقیده‌ام که وبلاگ فارسی به بلوغ نرسیده است و در حال تکوین است.

دومین وبلاگم را از Blogspot گرفته بودم، عمر وبلاگ دومی بسیار اندک بود و خیلی زود تعطیلش کردم.

و اما نسل سوم وبلاگ‌نویسی من:

روان‌نویس سومین وبلاگ من است که حدود 17 ماه از تاسیس آن می‌گذرد، علت این‌که نام "روان‌نویس" را انتخاب کرده‌ام این‌است که اوایل می‌خواستم تنها مطالب روان‌شناسی را در وبلاگ قرار دهم. روان‌نویس درواقع ترکیبی از روان + نویس بود، یعنی کسی که از روان می‌نویسد. شعار اولیه وبلاگم نیز همین است: "روان‌نویس هم روان می‌نویسد و هم از روان". اما بعد از گذشت تقریبا 2 ماه دریافتم که پراکنده نویسی و این‌که وبلاگ را به موضوع خاصی محدود نکنم بهتر است. پس تصمیم گرفتم که درباره مسائل اجتماعی و جامعه بنویسم. به‌جای این‌که کلمات این دانشمند و آن دانشمند را طوطی‌وار نقل کنم، مطالبی را عنوان کنم که خود با تجربه به آن‌ها رسیده‌ام و به آن‌ها ایمان داشته و دغدغه جامعه خودم می‌دانم، درواقع مدینه فاضله‌ای را ترسیم کنم که بشود با رعایت آن نکات(مطلب‌های مطرح شده) به آن رسید.

عقیده داشته و دارم که هر کس در قبال جامعه و انسان‌های دیگر مسؤول است. باید هر آن‌چه را که می بیند و احساس می‌کند که نیاز به بیان دارد، مطرح کند. به‌هرروی بنی‌آدم اعضای یک‌دیگرند...

و به همین دلیل است که سوژه‌های مطالبم را از متن جامعه می‌گیرم و به آن‌ها می‌پردازم.

همواره کوشیده‌ام به مسائل از کنار نگاه کنم و صرفا دیدگاه خودم را مطرح نکنم و همچنین هیچ وقت به‌طور مطلق نسخه چیزی را نپیچیده‌ام، بلکه با دید نسبی به مسائل پیرامونم نگریسته‌ام و سعی کرده‌ام به شخصیت و یا قشر خاصی توهین نکنم. حالا چقدر در این راه موفق بوده‌ام خود سؤالی است که بابد دوستان جواب بدهند. اگر هم که چیزی درباره خودم نمی‌نویسم به این خاطر است که احساس می‌کنم دیگران نیازی به اطلاع یافتن نسبت به اطلاعات شخصی بنده ندارند.

امیدوارم که درگیری‌های روزمره بگذارند که روان‌نویس را هم‌چنان داشته باشم. چون با این نام اخت گرفته‌ام و روان‌نویس دیگر جزئی از زندگی‌ام شده است. البته به تبع وبلاگ‌نویسی دوستان زیادی یافته‌ام و مطلب‌ها از ایشان آموخته‌ام.

# نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 23:25  توسط روان نویس  | 

۩  طراح وبلاگ : روان نویس  ۩
« استفاده و کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است »