تبليغاتX
۩ اسیری در اثیری ۩
 
دنیای کلمه‌ها

:: دنیای کلمه‌ها ::

 

این‌روزها نمی‌دانم چرا اصلا دستم به قلم(صفحه‌کلید) نمی‌رود! در ذهن سوژه‌های زیادی دارم، اما نمی‌دانم چرا توان روی کاغذ آوردنش(تایپش) را ندارم. نمی‌دانم تا به حال برایتان این اتفاق افتاده است یا نه؟ اما هرچه هست اتفاق نامیمونی است. خیلی سخت است که نتوانی حرف‌هایت را روی کاغذ بیاوری.

هم‌چنان که مشهود است، انسان ناچارا برای بیان اندیشه‌های خود می بایست از کلمات کمک بگیرد، اما بعضی اوقات یا ذهن یارای کنار هم چیدن کلمات را ندارد و یا این‌که کلمات گنجایش اندیشه را ندارند. (حالت‌های فوق را اغلب عرفا تجربه کرده‌اند، هنگامی می‌خواسته‌اند از حقیقت بگویند اما نمی توانسته‌اند و گاهی دیگر در کلمات این ظرفیت را نمی دیدند که قالب اندیشه‌هایشان کنند. بسیاری از کلمه‌‌هایی که در دسترس بشر است گنجایش یک نیایش عارفانه را ندارند. هرچند کتاب‌های مقدس ادیان در قالب کلمات‌اند، اما همین کلمات‌اند که زمینه تفسیرهای گوناگون را باز کرده اند.)

روان نویس

گاهی کلمات مفهوم را وارونه انتقال می دهند، گوینده مفهومی را در ذهن دارد اما هنگام بیان، به‌خاطر دوپهلو بودن ماهیت کلمه، مخاطب پیام را طور دیگری دریافت می‌کند. البته لحن نیز در این مورد خاص مهم است، لحن می تواند مخاطب را از مقصود گوینده آگاه سازد اما لحن و بحث پیرامون آن موضوع بحث ما نیست.

کلمه یکی از مهمترین بحث‌های جنجال برانگیز بشر است. به جمله "بخشش لازم نیست، اعدامش کنید" توجه کنید، حالا همین جمله را این‌طوری بخوانید: "بخشش، لازم نیست اعدامش کنید". با جا‌به‌جا کردن یک کاما با جمله معنای جمله از این‌رو به آن‌رو می شود. در حالت اول طرف را به پای چوبه دار فرستاده‌اند، اما در جمله دوم گفته شده که او را ببخشید و اعدامش نکنید. (البته این جمله اشاره‌ای بود به نحوه نگارش تا کلمه!).

خط فارسی و نگارش کلمه‌ها همیشه مورد توجه نویسندگان بوده و هست، نویسنده ای معتقد است که باید نوشت "بیشتر" نویسنده دیگر معتقد است که باید نوشت: "بیش‌تر" و... در این بین همزه فارسی نقش دردسرآوری دارد، من که حقیقتا گیج شده ام،  در جایی نوشته‌اند "مسؤول" و جای دیگر "مسئول"، یک‌جا آورده‌اند "هیأت" جای دیگر نوشته‌اند: "هیئت" جالب است هر کدام هم، ادعای صحیح بودن آن را دارند. اما خرده‌ای که می شود به فرهنگستان زبان و مردم گرفت این‌است که: فرهنگستان توجه ویژه ای به این مشکلات ندارد و مردم نیز به تصمیمات فرهنگستان احترام نمی گذارند و هر کدام کار خودشان را می کنند.

خداوند آخر و عاقبت زبان فارسی را به‌خیر کند.


::نظرات دوستان در مورد این مطلب::

 

راوی(پیامبر دیوانه)

در شب سایه ها پر رمز و راز اند و جاده به کسانیکه به باز گشت میاندشند رحم نخواهد کرد ، روز هاست که در شب بیدار مانده ام به خط کشی ِ کنار جاده عادت نمی کنم چراغ های مقابل چشمانم را درنوردیده است در پَس ِ هر پیچ پیچی دیگر در پس هر حادثه حادثه ای دیگر در پس هر دل بستن دل کندنی دیگر ، در پس ِ هر کلمه کلامی دیگر ...

 

یک پیرو از جنس احساس

تنها یک توصیه دوستانه : وقتی حوصله نوشتن نیست، رو بروی آیینه بنشین و با خودت که با حوصله ترینی برای شنیدن کلام خود، گفتگو کن! می توانی صدایت را نیز ضبط کنی، خدا را چه دیدی، شاید آنقدر با حوصله ات کرد که روزی گفته هایت را نوشتی ...
و اما در مورد زبان فارسی ... من نیز با تو همکلام می شوم برای دعای خیر اما اینگونه:
خدادند آخر و عاقبت فارسی زبانان را به خیر کند ...

 

بابک(غروب ممنوع)

موضوع جالبی را به بحث کشانده اید!
تا انجا که من می دانم منشا بسیاری از جنگها از گذشته تا حال بر اساس کلمات و نحوه استفاده از آنها بوده.
و این خود گواه اهمیت و نحوه استفاده از کلمات می باشد.

 

علی(آوای گلپا)

در مورد نگارش کلمه ها همین دیروز بود که کلی بحث و گفتگو کردیم
اما به نظر من خیلی ها در بعضی موارد با دید شخصی به این قضیه نگاه می کنند و سلیقه ای عمل می کنند.
به قول شما خدا آخر و عاقبت زبان فارسی را به خیر کند چون علاوه بر این مشکلات این چنینی که شما عنوان کردی امروزه هرکسی ادعای شاعری می کند و با نوشتن چند خط و چیدن چندتا کلمه، متنی بی روح و بی وزن می آفریند! و به قول خودش شعر نو سروده است. درست مثل کسانی که به موسیقی پاپ روی می آورند و نمی دانند شعر نو و یا موسیقی پاپ هم اصول و قواعد خاص خود را دارند هر چند این اصول راحت تر و مختصرتر از شعر کلاسیک و موسیقی کلاسیک (ایرانی) هستند اما به هر صورت کاملا بر روی پایه و اساس و قاعده هستند.

 

النا(مهر عروسک‌ها)

این کلمات بازیهای جالبی دارند که همواره با خود کوله باری از سو’تفاهمات و سردرگمی به دوش می کشند...

 

کریم جباری(شراره‌ها و شکوفه‌ها)

کلمه موضوع بسیار جالب و حساس و حیاتی و گسترده ای است . در این رابطه چند نکته خیلی مهم است :

1 . عینک کلمات : ما به جهان و انسان ها از پس کلمات می نگریم . ذهنیت ما همان کلماتی است که مغزمان را پر کرده . البته این کلمات رنگ و لعاب عاطفی و احساسی و شخصی هم دارند . اما هیچ احساسی نیست که به کلمه تبدیل شدنی نباشد . مگر آن که شخص لکنت زبان یا ناتوانی در بیان داشته باشد . اگر احساس و حالتی هست که برایش کلمه ای نیست می توان این کلمه را ساخت .

2 . تفکر با کلمات : تفکر بر پایه کلمات شکل می گیرد و سوال که اساس تفکر است چند کلمه بیشتر نیست . از طرف دیگر کلمات حامل فکر و اندیشه ماست . اندیشه عبارت است که فرم بندی تازه ای از کلمات . البته کلمه کلمه نیست بلکه حامل معنا و حقیقت است . عین بدن که حامل روح و شخصیت آدمیان است . از طرف دیگر اکثر مغلطه ها و سفسطه ها از کاربرد نابه جا و جابجا و غرض ورزانه و بی منطق کلمات ناشی می شود .

3 . فرهنگ عمومی و خصوصی و فرهنگ خاص الخاص : با کلمات و زبان مشترک و ذهنیت مشترک ، فرهنگ عمومی به وجود می آید و با کلمات مخصوص یا معانی مخصوصی که ما در محل کار یا زندگی یا فضای خانواده به وجود می آوریم ،فرهنگ خاص به وجود می آید و دنیای هرکس دنیای منحصر به فرد و ناشناخته ای است با کلمات متفاوت و معانی متمایز و تلقی های کاملا خاص از کلمات که به تعبیر من فرهنگ خاص الخاص را به وجود می آورد . از این رو بر اساس سه دنیای کلمات و معانی سه دنیای متفاوت و متمایز داریم : دنیای طبیعی و مشترک همگان .... دنیای خانواده و زندگی مشترک ....دنیای درونی و زندگی فردی و گاهی دنیای بیرونی افراد مشترک است اما دنیای درونی شان اصلا با هم سازگار نیست .

4 . جغرافیای کلمات : هر کلمه در هر جا و عبارتی و کتابی و سخنرانی هر فرد خاصی معنایی دارد که در جاهای دیگر همان کلمه با تلقی و احساس متفاوتی درک و تفسیر می شود . متناسب دنیای همه انسان ها و همه جوامع و فرهنگ های عمومی و خصوصی حوزه جغرافیایی کلمات رنگ های بسیار متنوعی می یابد . اکثر سوء تفاهمات میان انسان های مختلف از همین جاها شکل می گیرد و اکثر دعواهای فرهنگ غرب و شرق به همین جغرافیای کلمات برمی گردد . مثلا درک کلماتی مانند آزادی و دین و معنویت و عبادت و قرون وسطی و حکومت دینی و خوشبختی و موفقیت و شادکامی از فرهنگی تا فرهنگ دیگر و جامعه ای تا جامعه دیگر و حتی کشوری به کشور دیگر فرق می کند و افراد قبل از بحث باید کاملا توضیح دهند که مرادشان از این کلمات چیست . چون سابقه تاریخی این کلمات در مناطق و جوامع مختلف خیلی با هم متفاوت و حتی گاهی متضاد است .

5 . کلمات مرده و کلمات زنده : گاهی متناسب با سطح فکری و فرهنگی و معنوی افراد و افق شخصیت شان ، کلماتشان نیز می تواند مریض و مرده یا زنده و فرهیخته باشد . گاهی زندگی برخی روی کلمات توخالی و پوچ و در عین حال فریبا و افسونگر می گذرد و عمرشان به بازی با کلمات می گذرد و گاهی کلماتشان زنده و پویا و حیاتبخش است و با این کلمات روح زندگی و نسیم حیات و امواج ملکوت در دلها و فکرها جریان می یابد و به قول حافظ :

قربان آن کلماتم که آتش انگیزد نه آب سرد بریزد بر آتش گرم

و به قول مولوی :

ما چو خود را در سخن آغشته ایم از حکایت ما حکایت گشته ایم
.

 

بچه‌های مثبت

سلام دوست عزیز! فکر میکنم زبان نوشتن با نگارش آن فرق کند!

 

سجاد(جامعه شناسی)

دنیای کلمه ها آرامش بخش است.. مخصوصا در وادی نوشتن که یاس واقعیت را تسلی می‌دهد.

 

سعید(رویش)

خودت گوش کن اسان است که بتوان درون را شنید کافیست سکوت کنیم.

 

# نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 23:20  توسط روان نویس  | 

اتکا به نفس

:: اتکا به خود و تکیه نکردن به دیگران ::

 

بعضی ها عادت دارند که در هر کاری، از دیگران کمک می گیرند، البته منظورم این نیست که از دیگران کمک نگیریم، بلکه کاری را که خودمان نیز قادر به انجام آن هستیم از دیگران نخواهیم. دیده اید بچه ای را که در حال اینکه توانایی پوشیدن لباس خود را دارد باز بهانه جویی می کند و از اطرافیان می خواهد که به او کمک کنند. برای بعضی از بزرگسالان نیز اینگونه است. چون در هر کاری دیگران آنها را کمک کرده اند، دیگر به این رویه عادت کرده اند و کار کردن دیگران را وظیفه می دانند نه لطف آنها ! در حالی که هیچ کس وظیفه ندارد به ما کمک کند، اگر هم کمکی می کند از روی لطف است و حبی که به ما دارد.

تجربه به من نشان داده است که نیروی انسان بسیار بیشتر از آن چیزی است که فکر می کند، تنها نباید خود را دست کم بگیرد، باید منفی بافی را کنار بگذارد. ما بیشتر از آن چیزی که تصور می کنیم توانمندیم و توانایی انجام کارهایی که در نظر اول سخت می نمایند را داریم. یک دانشمند روانشناس می گوید اگر یک معلول جسمی در مسابقات دومیدانی برنده نشود مقصر خود اوست. این ما هستیم که زندگی خودمان را می سازیم، موفقیت و شکستش نیز پای خودمان است. البته منکر شرایط نمی شوم اما باز نقش کلیدی را ما ایفا می کنیم.

منظور از این سطور این است که اعتماد به نفس می تواند ما را به خود متکی کند و شخصیت ما را اعتلا ببخشد. جمله ای از علی (ع) یادم هست با این مضمون که یک درخت خودرو که در بیابان روییده است بسیار سخت تر از درختی است که در کنار آب و در شرایط جوی خوبی روییده است. این یک قضیه نسبی است، اکثر کسانی که در زندگی خود موفق اند به خود متکی اند و هرگز از دیگران انتظار انجام دادن کارهای خودشان را نداشته اند. روانشناسان می گویند هنگامی که کودک شما زمین می خورد به او کمک نکنید تا بلند شود، بگذارید خودش بلند شود، کودک در واقع دارد تمرین می کند تا به قول معروف روی پای خود بایستد و اینکه در می یابد هنگامی که مشکلی برایش پیش می آید خود اوست که باید آن را حل کند و دیگران وظیفه ای در قبال مشکل او ندارند. نتیجه اینکه اتکا به خود، باعث می شود در برابر مشکلات توان بیشتری داشته باشیم و انعطاف بییشتری از خود نشان دهیم.


::نظرات دوستان در مورد این مطلب::

 

سعید

نوشته های شما همیشه حامل پیام خوب و زیبا از انسان شدن و بازگشتن به خویشتن را نوید اسان میدهد کمی صبر کنیم میفهمیم . . .
دوست خوبم توان و دستانت را برای بهترین متنها آرزو میکنم که باید چنین بود و شد که تکلیف غیر این نیست

 

بچه‌های مثبت

آقا این خصوصیاتی که توی بند اول گفتین مربوط میشه به شخصیت وابسته! دست خودشون نیست

 

کریم جباری(شراره‌ها و شکوفه‌ها)

هر کس برای اعتماد به نفس به چند چیز نیاز دارد :
1. ایمان به خویشتن : که بداند حقیقتا و واقعا دریایی در این کوزه وجودش در خروش است و خود به تنهایی دنیایی است بزرگتر از دنیای بیرونی
2 . جرات انتخاب های مهم و اندیشمندانه داشته باشد حتی اگر همه مردم دنیا مخالفت یا مسخره اش کنند
3 . چیزی بودن : کسی که هیچ نیست نمی تواند به خودش اعتماد داشته باشد و باید تلاش کند چیزی شود و ارزش وجودی و تاثیرگذاری اجتماعی داشته باشد
4 . جهانی شدن : خودش را برای تبدیل شدن به انسانی بسیار بزرگ در سطح جامعه و جهان آماده کند . چون چنین است . اگر بخواهد و بداند
5 . اراده و دانش و خرد سه رکن خودکفایی شخصی است و کسی که بی اراده و بی فکر و بی دانش است نمی تواند سر پای خودش بایستد
6 . باید خلاق و مبتکر باشد . چون آدم دنباله رو نمی تواند سر پای خود بایستد و منتظر است تا کسی کاری کند و او تقلید نماید و کسی چیزی بسازد و او استفاده کند و کسی بیندیشد و او بر اساس اندیشه او نتیجه بگیرد .
7 . ایمان به خدا : که بداند همه قدرت های بزرگ هستی در کنار او و دسترس اوست و می تواند در زندگی اش از این قدرت های شگرف استفاده کند .
8 . مصمم بودن : کسی که با هر بادی به طرفی می رود و سخن هرکس در او تاثیر می گذارد و با اراده و اندیشه و حتی حماقت دیگران زندگی اش را تغییر می دهد نمی تواند اعتماد به نفس داشته باشد
9 . انعطاف پذیری معقول و منطقی : اعتماد به نفس واقعی زمانی است که شخص به اشتباهات و تصمیمات غلط و هوس های خود تکیه نکند و آنها را خودی تلقی نکند و وقتی فهمید اشتباه کرده هوشمندانه در روش و عملکرد خود تجدید نظر کند
ضمنا من خودم کمی تا قسمتی اعتماد به نفس دارم . چون همین لحظه و فی البداهه همین ها را بدون هیچ منبع و ماخذی نوشتم .

 

شادی آذری

متاسفانه این مشکل در بین خانمهای ایرانی خیلی شایع تر هست به خصوص اگر از خانواده هایی باشند که اظهار نظر دختر را عیب می دانند و با این عقاید ابتکار عمل و اعتماد به نفس را از آنها می گیرند.

 

الهام(کاغذبازی)

گروهی که اشاره کردید که توان انجام دادن کاری را دارند و باز از دیگران می خواهند آن کار را برایشان انجام دهند .اغلب به دلیل عدم اعتماد به نفس است .چرا که معتقدند کارهای خودشان پر از عیب است و کارهای که دیگران فاقد ایراد ...
چیزی که این روزها در کودکان بیش از پیش باید تقویت شود تا به سنین بزرگسالی که می رسند .توان تکیه به خود و ثابت قدم بودن در تصمیم ٍ درستشان افزون گردد.

 

علی(آوای گلپا)

اتکا به نفس یکی از کلیدهای موفقیت هرکسی است البته ما علاوه براینکه باید اتکا به نفس داشته باشیم و حس خودباوریمان را هم تقویت کنیم باید از مشورت دیگران هم استفاده کنیم.

 

اسپرمی مجهول

این همون ترفندی بود که مادر آی کیو سان انجام داد!
اشتباه اینجاست!چگونگی ارتباط!
باید به کودک فهماند که می تواند به ما اعتماد کند!
اتکا به خود شیوه ی خاص خود را می طلبد!
البته نه سن!

 

النا

من کسی را می شناسم که بالاترین حدی که در تصور بگنجه اعتماد به نفس داره ولی برای انجام هر حرکتش من و دیگران را دیوانه می کند ( یا نظر خواهی یا کمکی که به اطمینان می گم از برای تنبلی نیست)

 

یاس

همیشه مطالب پر محتوا و چیزی که در اطرافمان هر روز باهاش در ارتباط هستیم را مطرح می کنید و این بر می گردد به تیز بینی شما از ارتباطات اجتماعی .
متن تون باز هم زیبا و در خور بود . که بر می گردد به اعتماد به نفس آدمها .
اگه نداشته باشی همیشه بای کسی همه به همراه خود یکدک بکشی .

# نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 1:45  توسط روان نویس  | 

۩  طراح وبلاگ : روان نویس  ۩
« استفاده و کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است »