|
|
تحقير |
|
|
:: تحقير انسانها بر مبناي ايدئولوژي :: به نظر شما ما مي توانيم مردم را بر مبناي فکر و انديشه شان جدا کنيم و آن وقت بگوييم اين دسته خوب و آن دسته بد ؟ به نظر من فکر و انديشه هر کس مربوط به خود اوست و ما حق نداريم او را به خاطر انديشه اش تحقير کنيم. منظور اينکه صرف داشتن و نداشتن يک سري از مفاهيم انديشوي و معرفتي (به معناي عام) نبايست شخصي را تحقير کرد، مثلا ديده ام که مي گويند فلاني آدم متحجري است افکارش مربوط به قرون وسطي است. و بعد به تبع اين تصانيف مي گويند آره فلاني اصلا آدم نيست ، اصلا حتي ارزش حرف زدن را هم ندارد. خلايق هرچه لايق !
اينگونه تاختن به انديشه ديگري و تحقير و تصغير او نه تنها نشان از خام فرهنگي است بلکه نشان دهنده آن است که فرد هنوز در ابتدايي ترين مسايل اجتماعي مانده است. (مثال دکمه و کت) و دوست دارد که دنيا را تنها از منظر خويش ببيند. علاوه بر اين ارزشي براي تعدد آرا قايل نيست. ايدئولوژي آن گونه که از اسم آن بر مي آيد ، يک سري از باورها و ايده ها و تفکرات در مورد پديده و يا موضوعي است. پس ايدئولوژي دنيوي است و ساخته ذهن و فکر بشر و طبق يافته ها و ثوابت علمي، انسان نمي تواند با تکيه بر يک ايدئولوژي ثابت ادعاي اين را داشته باشد که حرفش و قولش حق است.[1] پس ما بر مطلق بودن و ثابت بودن ايده اي نمي توانيم پاي بفشاريم ، زيرا آنچه که از نتايج تحقيقات علمي برمي آيد اين است که بيشتر پديده هاي پيرامون ما نسبي اند. [2] پس ما نيز نمي توانيم ادعاي حق مطلق داشته باشيم. بيايد با هم صادق باشيم ، چندبار برايمان اتفاق افتاده است که کسي را تحقير کنيم؟ آيا لحظه اي انديشيده ايم ؟ آيا در تنهايي و در خلوت خود فکر کرده ايم چرا؟ به چه علت ؟ توصيه مي کنم که به پرسش هاي ذهن خود جواب دهيد آن وقت خواهيد ديد که کمتر مرتکب اشتباه هاي مشابه مي شويد. ************************************ پي نوشت: [1] البته مرحوم شريعتي دين را به مثابه يک ايدئولوژي مي پنداشت اما دکتر سروش ارزش ايدئولوژيکي براي دين قائل نيست و معتقد است که دين آسماني است و ايدئولوژي دنيوي است، زيرا ايدئولوژي دائم در حال تغيير است اما دين خدا (ارکان اصلي) ثابت هستند و جز سنت هاي الهي محسوب مي شوند و تغييرناپذيرند. [2] البته يک فيلوسوف آمريکايي دنياي حاضر را دنياي پايان ايدئولوژي ها می داند و کتابی هم در زمينه پايان ايدئولوژي ها دارد. |
||
|
#
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 0:35 توسط روان نویس
|
|
||
|
|
|
|
|
:: جلوگیری از سرقت اطلاعات الکترونیکی :: در مورد هک کردن سیستم ها "نفوذ گری در شبکه و رهزنی داده ها زیبنده بردگان خاک و پندارهای ناپاک است. آسمانیان پاک نهاد و قدسیان زمین به رهزنی کاروان دل و نفوذ در قلوب مشغولند؛ آنهایی که در هر نظرشان هزار نکته مضمر دارند. دریغ و افسوس که در وصف این سلک چندان قلم نزدند و کتابی ننوشتند" [1] . این مقدمه آن قدر برایم جذاب و خواندنی است که بر آن داشتم تا بی کم و کاست از دکتر ملکیان نقل کنم. این گونه مقدمه نوشتن بر کتابی که با تسط بر آن می توان روش های نفوذ به شبکه را آموخت جالب است. هدف من صحبت در مورد اینکه هک کار چه کسانی است و آسیب شناسی آن نیست (شاید روزی به بحث در این باره بپردازم) بلکه می خواهم نکات تجربی ای را بگویم که ممکن است به آنها برخورده باشید. هک : فکر کنم تقریبا با هک آشنا باشید و نیازی به تعریف آن نباشد. هکرها ممکن است اهداف گوناگونی داشته باشند اما در یک هدف مشترکند و آن هم سرقت اطلاعات است حال به هر شیوه و روشی . فرض کنید وبلاگی دارید که ماه ها برای آن زحمت کشیده اید و وقت گذاشته اید، یک روز هنگام مراجعه در می یابید که وبلاگتان را کس دیگری مدیریت می کند و خلاصه کلام اینکه وبلاگتان هک شده است. لابد از خود می پرسید مگر می شود؟ چطوری ؟ از کجا ؟ و ... حال می خواهم چندین نکته را برایتان بازگویم تا با رعایت آنها کمتر در معرض هک قرار بگیرید. 1- ایمیل: هکر ها معمولا برای قربانی خود ایمیل می فرستند تا با باز شدن آن و دانلود محتویات آن در سیستم قربانی به جاسوسی در بپردازند. روش مقابله : 1-1- عناوین: ممکن است در قسمت Sender ایمیل، نام یکی از دوستان اینترنتی و یا غیر اینترنتی و حتی خودتان باشد مثلا من دوستی دارم به نام Smallking بعد می بینیم که در Inbox ام با نام ایشان برای من ایمیل فرستاده اند که من بازش کنم. فارغ از این مورد، برای خود من ایمیل های بسیاری با Subject ، Ravannegar@yahoo.com و Ravannevis می آید. حالا چطوری می شود فهمید که ایمیل از سوی دوست مورد اعتماد ماست: - توصیه می کنم که ID تمامی دوستان خود و همچنین ID خود را به لیست Address Book ایمیل اضافه کنید تا اگر از سوی آن IDها ایمیلی دریافت کردید با دیدن آیکون مخصوص Address Book در کنار ایمیل اطمینان حاصل کنید که واقعا از جانب دوست شماست. 1-2- ببینید که آیا فایل ضمیمه ای هم همراه ایمیل است؟ در حال حاضر بیشتر ایمیل های آلوده در Range (محدوده) 63 و 64 کیلوبایتی است. سعی کنید کمتر از این گونه ایمیل ها با هر عنوانی باز کنید. سال پیش در محدوده 42 تا 43 کیلوبایت بود. اکثر ایمیل های آلوده، ضمیمه فایل برای دانلود دارند. 1-3- ایمیل های ناشناخته را از سوی اشخاص ناشناخته باز نکنید. گاها در ایمیل ها از عناوین تحریک کننده استفاده می شود حتی الامکان از باز کردن این ایمیل ها خودداری کنید. 2 - اماکن و سایت های عمومی: به هیچ عنوان در سایت ها عمومی و کافی نت ها، ایمیل، وبلاگ و خلاصه هر چیزی را که با پسورد شخصی شما در ارتباط است ، باز نکنید. مگر اینکه به سلامت اماکن مذکور ایمان داشته باشید، زیرا هکرها با سرور قرار دادن کامپیوتر و نصب نرم افزار مربوطه، هر پسوردی را که روی آن سیستم چک می شود بدست می آورند. نکات عمومی در مورد پسورد: 1 – سعی کنید که پسوردتان تلفیقی از کاراکترهای مختلف باشد مثلا ارقام، حروف، پرانتز و ... 2 – هر چند وقت یک بار پسورد خود را عوض کنید. 3 – ایمیل هایی که از سوی سرورها پیرامون Change Password فرستاده می شود که حاوی پسورد شماست پاک کنید. 4 – پسورد وبلاگ و ID وبلاگتان به هیچ عنوان یکسان نباشد. 5 – پسورد خود را در برابر چشمان نامحرم نزنید (من خودم چندین مورد را سراغ دارم که اینگونه هک شده اند.) 6 – از شماره شناسنامه و یا شماره تلفن و یا شماره دانشجویی و در کل شماره هایی که عمومیت دارند و ممکن است دیگران نیز خبر داشته باشند به عنوان پسورد استفاده نکنید . 7 – از اسامی خاص محبوبتان مثل : "سینما" ، "آسمان" و ... استفاده نکنید. 8 – پسوردتان را فقط روی ذهنتان بنویسید و آن را هیچ کجای دیگری ذخیره نکنید. 9 – برای هر ID و یا وبلاگ خود پسورد مجزایی داشته باشید. 10 – ایمیل هایی را که حاوی خوش آمدگویی عضویت در سایت است و پسورد شما نیز در آن آورده شده است در سیستم شخصی تان Save کرده و از روی سرور پاک کنید. 11 - در هر سایتی ثبت نام نکنید و ایمیل اصلی تان را به آنها ندهید، اکثر سایت ها از ایمیل شما سوءاستفاده می کنند. ***************************************** در مقاله حاضر کوشیدم تا تجربیات و دریافت های تجربی ام را برایتان بنویسم، ممکن است بعضی از موارد پشتوانه علمی محکمی نداشته باشند اما بنده به سبب تجربه شخصی اندک خویش نوشتم و ادعای آن را ندارم که نقدی بر این مقاله نرود. لذا از دوستان می خواهم در تکمیل این مقاله مرا یاری دهند. تا با آگاهی از روش های هک از بروز آن بکاهیم. پی نوشت: [1] نفوذگری در شبکه و روشهای مقابله ، دکتر احسان ملکیان (عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم تهران) انتشارت نص.
:: نظرات دوستان در مورد این مطلب :: این حس فضولی و جستن حس جالبیه نه؟؟ با وجودی که میتونه منشا سود و منفعت واسه آدم باشه اما گاها در راههایی استفاده میشه که فقط و فقط ضرر میرسونه. به مورد خوبی اشاره کردی دسته اول یه جوری کارشونو توجیه می کنند و عنوان می کنند ما از این راه کسب درآمد می کنیم (که به نظر من این توجیه به هیچ وجه منطقی نیست). اما من فکر می کنم درجه بیماری دسته دوم بیشتره. چون واقعا اینها کسانی هستند که حداقل از این راه هیچ سودی نمی برند و فقط و فقط هدفشون تخریب و پیاده کردن اهداف شومشان و فضولی محض است. گاهی این آدمها قصدشون دوبه هم زنی است. گاهی می خواهند بگویند ما خیلی بزرگ هستیم و این کارها از دستمان برمی آید !!! به هر صورت من فکر می کنم افراد دسته دوم بدون شک خیلی عقده ای هستند و واقعا یک بیمار روانی به تمام معنا هستند. روان نویس عزیز تلاش شما در راهنمایی های زنده و به منظور شکوفایی افکار عمومی در ارتباتات اینتر نتی قابل قدر است سپاس و ممنون از هدایت شما. ممنون از اطلاعات مفیدتون به نوبه خودم تشکر میکنم بابت اطلاعات مفید و کارامدی که ارائه میکنید. یه بوس کوچولو اينه ديگه!من نميدونم چرا ما ايراني ها به جاي اينكه از چيزي حسن استفاده رو ببريم.از اون سواستفاده ميكنيم. ایوب ازت تشكر ميكنم كه به موضوع مهمي اشاره كرده اي وبلا گ زیبای شما چون گذشته ها زیبا ومطالب ار زنده جالب توجه را دارا میبا شد. |
||
|
#
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 22:23 توسط روان نویس
|
|
||
|
|
از ماست که بر ماست ... |
|
|
:: از ماست که بر ماست :: ادامه مطلب "فلسفه پیپ کشیدن و آدامس جویدن" به نظر من شاخص ترین و بارزترین نکاتی که این حکایات مذکور داشتند، (از نظرگاه من) این بود که گاهی خود ما باعث محرومیت از چیزی می شویم و بعدا تقصیر را گردن این و آن می اندازیم. علت اینکه این دوست معلم ما خوردن آدامس سر کلاس را ممنوع اعلام کرده بود نیز مؤید این نکته است. احتمال اینکه این معلم در موارد دیگر نیز برای شاگردانش از کلمه "آزاد" استفاده کند کم است. زیرا هم عواقب آن را دیده است و هم شاگردان خود را محک زده است. لابد می گوید: " آزموده را آزمودن خطاست! " علاوه بر این احتمال خفیفی نیز دارد که برای شاگردان دیگرش از ضرب المثل "مشت نمونه خروار" استفاده کند. و در ذهن شاگردان نیز این طور تداعی می شود که "خشک و تر با هم می سوزد.". «ماه پیش یکی از دوستانم می خواست مبلغی را از ارشاد بگیرد اما از شانس بد، مهر و نامه سازمان خود را نیاورده بود. ذی حسابی با کلی اصرار از سوی ما پذیرفت که چک مبلغ را به ما بدهد اما با این شرط اخلاقی که بعد از واریز به حساب سازمان، رسیدی مبنی بر تایید واریز به ایشان بدهیم. خلاصه کلام اینکه دوست ما مبلغ را دریافت کرد و رسید را دریافت نمود. از آنجا که ساعت حدودا 12:30 ظهر بود و هوا گرم! من به ایشان توصیه کردم که رسید را بعدا به ذی حسابی ببرد ، اما دوستم در جواب گفت که من ایشان به ما اعتماد کرد و اخلاقا کار ما را راه انداخت پس درست نیست که من نیز طبق قولم عمل نکنم. منظورم از سطور بالا این بود که اگر دوستم آن روز رسید را به ذی حسابی نمی داد ، ذی حسابی به موارد مشابه ما کمتر اعتماد می کرد.» نکته دیگر اینکه به بعضی از ماها وقتی گفته می شود که "آزادید" هر کاری که می خواهید انجام دهید اغلب اعمال عجیب و غریبی از ما سر می زند. بسیاری از واژه ها را به کار می بریم اما دریغ از اینکه لحظه ای درباره آنها بیاندیشیم . می خواهم کمی روی کلمه "آزاد" و "آزادی" تامل بفرمایید، آیا ما حد و مرز این دو را می دانیم؟ آیا با علم به حد و مرز آنها ملزم به رعایت آنها می شویم؟ آزادی رفتار از نظر من عبارت است از انجام فعلی و عملی که در منافات و در برابر آزادی های شخصی دیگران نباشد و به مصالح عمومی ضرر نرساند. (مثل کشتی و آن مرد که می خواست کشتی را سوراخ کند!) منظور اینکه صرف اینکه به من اجازه انجام فعلی را داده اند نباید آزادی های دیگران را در نظر نگیرم و هر کاری که دلم خواست بکنم. باید باور داشت که بعضی از فرهنگ ها و جوامع با برخی از مفاهیم و تعاریف مشکل دارند. قصد من بحث در مورد آزادی های شخصی نیست بلکه می خواهم توجه تان را معطوف این مهم بنمایم که فرهنگ بعضی از ماها فرهنگ سوءاستفاده و تحریف است. خیلی راحت مفاهیم را تحریف و وارونه می کنیم از تهدیدهایی که به فرصت تبدیل شده اند خیلی راحت سوءاستفاده می کنیم و اسم آن را می گذاریم استفاده از شرایط ! . هدف از آنچه که در بالا آوردم این بود که بپذیریم خود ما زمینه بروز بعضی از شرایط را به وجود می آوریم. البته نباید خود را شماتت کرد، باید پذیرفت و گفت : حال چه باید کرد؟ |
||
|
#
نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 20:38 توسط روان نویس
|
|
||
| ۩ طراح وبلاگ : روان نویس ۩ |
| «
استفاده و
کپی برداری از مطالب کاملا مجاز است » |